ضمنِ این مقاله، مکرراً مصطلحاتِ Aufhebung و Verneinung استعمال شدهاند. Aufhebung در زمرهیِ یکی از واژگانِ دشوار برای ترجمه است. به این نکته، در مقاله نیز اشاره شدهاست و دلیلِ این دشواری این موضوع عنوان شده که این کلمه، جامعِ معانیای متفاوت و حتی متضاد است. البته مترجمانِ آثارِ هگل در زبانِ فارسی، معادلهایی برای این مصطلح پیش نهادهاند که از آن جمله میتوان به فراروی، رفع و انحلال اشاره کرد.
تردیدی نیست که یکی از جدیترین تحولات چندسال اخیر، شکافخوردنِ هژمونی اصلاحطلبان در فضای سیاسی ایران بوده است. پیامد این شکاف نیز نوعی دلزدگی از فضاهای رسمی سیاست در ایران، یعنی نهادها، گفتارها، کردارها و رویههای معمول و رسمی، شامل احزاب، انتخابات، جریانات و... بوده است. بااینوجود بهنظر میرسد که هنوز بهجز ایدههای گنگ و مبهمی نظیر «خیابان» و «جنبش»، گروههای مختلف چیزی بهعنوان بدیل در چنته ندارند.
برآمدن تن جمعی، همواره پدیدهایست اعجابآور و پُرهیبت، غالبا غیرمنتظره و بهندرت قابلمهار. اتصال تنهای فردی و تجربهی حسانی متمایز از اقتصاد حسی غالب، همانا تشکیل یک «مردم» است و بههمینخاطر پدیداریست سراپا سیاسی، با تمام ابهامات، نگرانیها، ترسها، ناامیدیها و البته امیدها، گسستنها، امکانبخشیها و غلیانهای شادیآور.