• ایران
  • 8th October 2026

پر طبل تر از حیات، آنان مرگ را سرودی کردند

برای دانلود نسخه پی دی اف، اینجا کلیک کنید.

مقررات‎زدایی از کشتار، آزاد سازی قیمت خون

آن‎چه مفت بر کف بازار سیاست های نئولیبرالی ریخته‎است و حافظان بازار در هر زمان و مکانی به آن برخورد کنند بی‎مهابا می‎ریزند و می‎گذرند، خون است. خون مردمی که جانشان به لب رسیده و تنشان کالایی شده است در دکان بازار‎‎‎های خصوصیِ بهداشت، آموزش، قرارداد‎های موقتی کار و غیره، و آن‎جا که با حداقل دستمزد های دریافتی‎شان از پس خرید این تن، به قیمت متورم بازار برنمی‎آیند، تن درمانده‎شان، چون کالایی بی‎مصرف، به دست کاسب‎کاران لای چرخ‎های مقررات زدوده ی نئولیبرالیسم له می‎شود. و رود خروشانی جاری می‎گرداند از خون مردمان، به وسعت آمریکای لاتین تا خاورمیانه.

در اینجا قصد دارم گزارش کوتاهی ارائه دهم از فرایند اعتراضات در دو کشور از مناطق درگیر خیزش‎های خیابانی. هدف به دست دادن فهمی انضمامی از «تجربه ی مردم» و «فرایند اعتراضات» است، بلکه به میانجی آن درک دقیق‎تری از تحلیل‎های مربوط به این فرایند‎‎ها، وضعیت کنونی خود و نسبت اعتراضات داخلی با آن‎چه در جهان می‎گذرد حاصل شود. و ابزاری باشد برای بازشناسی پیوندها و تمایزات مقاومت‎های مردمی در کشور‎های مختلف با تاکید بر تاثیر موقعیت ویژه‎ی هر یک از این مناطق در شکل دهی و اجرای سیاست‎های نئولیبرالی که با وجود بنیان‎های یکسان‎اش، در هر کجا و در همدستی با شرایط سیاسی-‎‎ جغرافیایی به نوعی خاص ظاهر می‎شود. به بیان دیگر «عدد راه‎های رسیدن به نظام جهانی به شمار کشور‎هاست و بر‎ خلاف هیجانات روشنفکران راست‌گرای دهه هشتاد درباره تقدم لبیرالیسم [اقتصادی] بر دموکراسی، اولی را میتوان به زور به کرسی نشاند و دومی را مدام به تاخیر انداخت»[1].  

یک: شیلی

دولت خبر افزایش کرایه‎های حمل و نقل عمومی را منتشر می‎کند. دانش آموزان که خود مستقیما متاثر از این افزایش قیمت‎ها نیستند، ولی آنچنان که میگویند؛ بخاطر خانواده هایشان، با باز کردن ایستگاه‌های مترو جهت ورود بدون کرایه مسافران، دست به اعتراض زدند. پلیس با گاز اشک‌آور به ایستگاه‎های مترو حمله کرد. پس از این برخورد، اعتراضات شدت گرفت. چندین ایستگاه مترو به طرز مشکوکی به آتش کشیده شدند و همین بهانه‎ای شد برای اعلام وضعیت اضطراری. دولت این اقدامات را دست آویزی قرار داد تا معترضان را از «مردم» نداند و اعلام کند «این اعتراضات توسط گروه‎های اشرار سازماندهی شده‎اند و این اقدامات به ضرر همه ی شهروندان است». معترضان پیروِ اغتشاشگر خوانده شدن توسط دولت، طی ابتکار عملی از ایستگاه‎های مترو و محله‎هایشان دفاع کردند و در نتیجه‎ی این حرکت همبستگی‎شان بیشتر شد. همچنین در خطابه‎ای دیگر پینیه‎را اظهار کرد «ما در جنگ علیه دشمنی بی رحم و قدرتمند هستیم که احترامی برای هیچ کس و هیچ چیز قائل نیست.» او تنها درباره یک چیز دروغ نمی‎گفت؛ قدرت جمعیتی که در برابرش صف کشیده‎اند.

اعتراضات از مناطق کم درآمدتر، یعنی جایی که مردم مقدار قابل توجهی از در‎آمدشان (حدود 20 درصد) صرف رسیدن به مراکز شهر و یا معادن برای کار می‎شد، شروع شده بود. با سرکوب و خطابه‎های ساختگی دولت، اعتراضات از ایستگاه‎های مترو به تجمعاتی در میدان‎های محلی و سپس اعتراضاتی سراسری تبدیل شد. در این شرایط دیگر تنها اقشار کم درآمد حضور نداشتند، اتحادیه‌های صنفی نیز دست به اعتصاب زدند و گروه‎های مختلف جامعه وارد میدان شدند. دورا کپدا بکار، فعال سیاسی، راجع به خواسته‎های مطرح شده در این اعتراضات اینچنین می‎گوید:«مردم شروع به بیان خواسته‎هایی کردند که از زمان بازگشت دموکراسی خاموش مانده بود. آنها از حقوق بازنشستگی بخش خصوصی سخن گفتند، جایی که اگر‎چه مردم کل عمر خود را با یک حقوق مناسب کار می‎کنند اما بازهم در انتها خود را در فقر می‎بینند. این ماجرا درباره نظام سلامت نیز صدق می‎کند، دولت نظام سلامت را از اساس نادیده گرفته‎‎است». همچنین توضیح می‎دهد به دلیل کمبود دارو و خدمات ناکار‎آمد سلامت، 26000 نفر در سال 2018 به علت انتظار طولانی برای درمان جان خود را از دست داده‎اند[2].

چند روز بعد پینیه‎را شروع به دادن امتیازاتی از جمله؛ بازگرداندن افزایش کرایه‎های حمل و نقل و پیشنهاد برنامه اجتماعی جدیدی که شامل اصلاح حقوق بازنشستگی، بیمه سلامت و حداقل دستمزد بود،‎‎ کرد. از‎ آن‎جا که تغییرات حاصل از این اصلاحات هیچ گره‎ای از دردهای معترضان باز نمی‎کرد، اگر امیدی هم به تغییرات اساسی توسط حاکمیتِ موجود داشتند، از بین رفت. شیلی پس از اعلام این اصلاحات، بزرگ ترین موج اعتراضات را شاهد بود. در میان شعار‎ها و مطالبات مختلف آن‎چه مشترک بود خواست معترضان مبنی بر استعفای رییس جمهور، پیش نویس یک قانون اساسی جدید، رسانه‎های مردمی و پاسخگویی در برابر خشونت پلیس و ارتش بود.

دو: عراق

سه دهه پس از تجربه اقتصادی پینوشه، مکتب شیکاگو همچنان دست در دست سیاست‎های خارجی آمریکا و با اعمال شوک و تعلیقِ وضعیت موجود به واسطه بحران، راه خود را به اطراف جهان از جمله عراق باز کرد.

پس از واقعه یازده سپتامبر، آمریکا با توصل به توجیهات مختلف، حمله‎ی مرعوب کننده و صاعقه‎آسایی را به عراق شروع کرد. مردم بعد از این حملات دست به اعتراضات گسترده‎ای زدند و خواستار برگزاری انتخابات شدند. پاسخ چیزی جز کشتار، ناپدیدی معترضان و هزاران هزار زندانی نبود. پس از اشغال عراق، در می 2003 پاول برمر به عنوان نماینده‎ی ایالات‎ متحده در عراق تعین شد. برمر «خصوصی‎سازی کامل شرکت‌های دولتی، حقوق کامل تملک شرکت‎های عراقی توسط شرکت‎های خارجی، حق خارج کردن تمام سود از عراق توسط شرکت‎های خارجی...باز کردن بانک‎های عراق به روی کنترل خارجیان، رفتار یکسان با شرکت‎های خارجی...برداشتن تقریبا تمام موانع تجاری»[3] و همچنین گرفتن مالیات یکسان و ممنوعیت حق اعتصاب و تشکیل اتحادیه‎های کارگری را در رأس کار خود قرار داد. این فرامین باید توسط تمام حوزه‎های اقتصادی از جمله خدمات عمومی، رسانه، حمل و نقل، امور مالی و تولید اعمال می‎شد. برمر قوانین تضمین کننده‎ی بازار آزاد و تجارت آزاد را به گونه‎ای که به گفته‎ی خودش «دوام و مسیری پیدا کند که دگرگون کردن آن دشوار باشد» تحویل دولت موقت منصوب ایالت متحده، که تنها قدرت تایید و تصویب قوانین موجود را داشت، داد. «آن‎چه ایالات متحده آشکارا می‎کوشید با زور به عراق تحمیل کند، یک دستگاه دولتی با ماموریت اصلی تسهیل شرایط انباشت سرمایه سود‎آور از طریق سرمایه‎ داخلی و سرمایه خارجی بود، این نوع دستگاه دولتی را «دولت نئولیبرال» می‎نامیم»[4]. سیاست‎های نئولیبرالی در عراق نیز مانند نمونه‎های پیشین خود نتیجه‎ای جز انباشت سود سرمایه‎دارن به قیمت شوک‎های اقتصادی که میلیون‎ها نفر را در فقر روز افزون فرو می‎برد، نداشت.

پس از سال‎ها اجرای این دست سیاست‎ها و به دنبال اسفبار شدن هرچه بیشتر وضعیت معیشت در عراق، اعتراضاتی از اول ماه اکتبر توسط فعالان مدنی در رسانه‎های اجتماعی شروع شد. نکته قابل توجه در عراق و لبنان نقش محوری دانش‎آموزان و دانشگاهیان اعم از دانشجو و استاد است. اکثر دانشگاهیان در این کشورها همپای مطالبات جامعه حرکت می‎کنند، بطوری که بیش از یک ماه است در تحصن و اعتراض به سر می‎برند، کلاس‎های درس را با فریاد «سوگند، سوگند، بغداد به کلاس‎های درس باز نخواهد گشت» تعطیل کرده و از فضای دانشگاه تنها برای سازماندهی اعتراضات خود استفاده می‎کنند. معترضان از ساختارهای سیاسی و اقتصادی که امکان معیشت را از آنان ربوده است، بریده‎اند و خواهان پایان نظام فرقه‎گرا، فاسد و شبه‎نظامی در کشورشان هستند. شعارها در هفته‎های اول اعتراضات، 16 سال فساد، بیکاری و خدمات عمومی ناکافی را هدف قرار می‎داد. اما پس از سرکوب وحشیانه حکومت با وجود استعفای عادل المهدی نخست وزیر عراق، اعتراضات متوقف نشد و مردم با بستن راه‎ها و تجمعات گسترده شعار «کنار رفتن و محاکمه همه افراد فاسد» را سر‎دادند و خواستار سقوط کامل رژیم و تغییر قانون اساسی و مناسبات خارجی و استقلال عراق شدند.

سه: تلاقی بیم و امید

هدا علا پزشک 30 ساله، از معترضان بغداد در مصاحبه‎ای می‎گوید:«ما به شوخی گاز اشک‎آور را گاز خنده‎آور می‎نامیم. ما همچنین ساختمان رستوران ترکی را که اکنون به وسیله معترضان اشغال شده، به یاد یکی از جنگ های صدر اسلام، کوه احد نام‎گذاری کردیم. این یک کمدی سیاه است. ما هرچیزی را به شوخی می‎گیریم. من در روز اول می‎ترسیدم، روی زمین می‎نشستم و در میان دستانم گریه می‎کردم، در چنین شرایطی تازه وارد بودم. نیروهای دولتی در میدان هیچ کاری نمی‎کنند (اشاره به خلع صلاح شدن نیروهای ارتش و پلیس فدرال و منع مداخله‎ی این دو نیروی دولتی در اقدامات پلیس ضد شورش و یا به گفته هدا علا «شبه‎ نظامیان») آن‎ها به دلیل شلیک گاز اشک‎آور با ما اشک می‎ریزند. و در عزای ما شریک می‌شوند...ما از خشونت لطیفه می‎سازیم...‎میدان تحریر خودش اکنون دولت است، دیگر هیچ‎یک از سیاست‎مداران آدم حساب نمی‎شوند، ما مرز ترس را شکستیم، اکنون بدون ترس با پرچم در خیابان‎ها قدم می‎زنیم. در ابتدا نمی‎دانستم چگونه به آن میدان بروم. من زندگی خود را صرف رفتن به محل کار و دانشگاه کرده بودم و تقریبا هیچ اطلاعی از محله‎های بغداد نداشتم...من 30 ساله هستم و این نخستین بار است که عراق را متحد و زیبا دیده‎ام. همه چیز زیباست جز دولت.»[5]

آصف بیات در سخنرانی درباره کتاب انقلاب بدون انقلابیون به این تجربه‎ی مهم هدا و میلیون ها معترض دیگر در گوشه کنار جهان اشاره دقیقی می‎کند، او می‎گوید:«خود رخدادِ (به معنای بدیویی)انقلاب، اگر حتی در سطح نهادی به جایی نرسد، بازهم بسیار مهم است، زیرا فکر جدیدی و سوبژکتیویته‎ی جدیدی در بین آدم‎ها می‎آفریند» بیات به درستی به این مسئله اشاره می‎کند که حتی اگر این فرایندهای اعتراضی منجر به تحقق شعارها و حقوق مطالبه شده نگردد، مردمی که پیشتر خیابان تنها مسیر عبوری برای آن‎ها بود و هم‎وطن نسبت آنچنان نزدیکی با آنان نداشت، وقتی دست‎ در دست یک‎دیگر خیره به خشونت و سرکوب عریان نگریستند و نیروی قاهر حاکمیت را به عقب راندند و یا حتی در خانه نشستند و با اخبار کشته‎شدگان و زندانیان سر کردند، فکر و زندگی‎شان دگرگون می‎شود.«نقش این لحظه در ایجاد یک تصور جدید نسبت به آینده، قدرت و رابطه‎ی سلسه مراتبی بسیار اساسی است»[6].

 

یادداشت ها:

[1] امید مهرگان، مقاله: صندوق بین المللی پول و اعتراضات

[2] رجوع شود به گاهنامه علمی-تخصصی سره، شماره هفدهم، آبان 1398

[3] هاروی، دوید(1397) تاریخ مختصر نئولیبرالیسم، ترجمه محمد عبدالله زاده، نشر اختران

[4] هاروی، دوید(1397) تاریخ مختصر نئولیبرالیسم، ترجمه محمد عبدالله زاده، نشر اختران

[5] وبگاه al-fanarmedia ( گاهنامه سیاسی صنفی هلا، شماره اول، مقاله؛فریاد معترضان جوان در عراق، ترجمه علی راغب)

[6] وبگاه pecritique.com

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه